منظور از ریسک اعتباری در سواپ چیست؟


نکته مهم این است که برای هر معامله و مقدار پیپ که سود یا ضرر می کنید ضریب اهرمی یا لوریج هیچ تاثیری در مقدار ارزش هر پیپ ندارد. خیلی از افراد تصور می کنند اگر ۱۰ پیپ سود کنند و ضریب اهرمی بالاتری داشته باشند مقدار بیشتری دلار درامد دارند!

نوآوری‌های مالی، بازی با آتش؟

سعید حسین زاده *
مقدمه نوآوری مالی چیست؟
به عقیده پال کروگمن اقتصاددان مشهور و برنده جایزه نوبل، هیچ یک از نوآوری‌های مالی اخیر برای جامعه مفید نبوده است. همچنین پال والکر، رییس سابق فدرال رزرو آمریکا که به خاطر پیشنهاد قوانین محدود کننده برای سیستم مالی آمریکا بعد از بحران مالی ۲۰۰۹-۲۰۰۸ مشهور است، می‌گوید که هیچیک از نوآوری‌های مالی ۲۵ سال گذشته قابل مقایسه با اختراع دستگاه‌های خودپرداز نیست!

مقدمه نوآوری مالی چیست؟

به عقیده پال کروگمن اقتصاددان مشهور و برنده جایزه نوبل، هیچ یک از نوآوری‌های مالی اخیر برای جامعه مفید نبوده است. همچنین پال والکر، رییس سابق فدرال رزرو آمریکا که به خاطر پیشنهاد قوانین محدود کننده برای سیستم مالی آمریکا بعد از بحران مالی ۲۰۰۹-۲۰۰۸ مشهور است، می‌گوید که هیچیک از نوآوری‌های مالی ۲۵ سال گذشته قابل مقایسه با اختراع دستگاه‌های خودپرداز نیست! به طور کلی می‌توان نوآوری‌های مالی را در دو حوزه تقسیم بندی کرد: ۱) نوآوری در حوزه خرده فروشی (retail) مانند روش‌های جدید پرداخت و حمل پول/اعتبار ۲) نوآوری در حوزه عمده فروشی یا کلان (wholesale)که بیشتر مربوط به نوآوری در بازارهای مالی است.

در ادبیات مالی معمولا منظور از نوآوری‌های مالی نوآوری در حوزه بازارهای مالی است که بحث در مورد مزایا و معایب آن همچنان از مباحث روز است.

تاریخچه نوآوری‌های مالی

سال ۱۶۰۲ را می‌توان به علت تاسیس اولین بازار بورس در آمستردام، مبدا تاریخ نوآوری‌های مالی دانست. پس از آن اهم نوآوری‌های مالی به ترتیب زیر است: ۱۶۶۷ تاسیس اولین شرکت بیمه در لندن، ۱۶۶۸ تاسیس اولین بانک مرکزی در سوئد، ۱۷۷۴ تاسیس اولین صندوق سرمایه‌گذاری مشترک (Mutual Fund) در هلند، ۱۷۸۰ عرضه اولین اوراق قرضه وابسته به تورم (Inflation-linked Bonds) در آمریکا، ۱۹۲۵ اولین صندوق سرمایه‌گذاری مشترک به شکل نوین امروزی، ۱۹۴۶ تولد صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital)، ۱۹۵۵ اولین خرید اهرمی (Leveraged Buy-Out)، ۱۹۷۰ آغاز فرآیند تبدیل کردن به اوراق بهادار (Securitization) وام‌های مسکن در آمریکا، ۱۹۸۹ تاسیس اولین صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله در بورس(Exchange-Traded Fund) در کانادا، ۱۹۹۴ اولین قرارداد سوآپ نکول اعتباری (Credit Default Swap) و بالاخره ۱۹۹۷ عرضه اولین اوراق قرضه مرتبط با بلایای طبیعی (Catastrophe Bonds).

اهداف، مزایا و معایب

با نگاهی ساده به لیست فوق می‌توان دریافت که اغلب این نوآوری‌ها به دو منظور به وجود آمده‌اند، کاهش انتقال ریسک و تامین نقدینگی.

نوآوری‌های مالی در حالت طبیعی بازار و تا زمانی که به وظایف مذکور عمل کنند، بسیار مفید خواهند بود. از نمونه‌های موفق این نوآوری‌ها می‌توان به سوآپ نرخ بهره(Interest Rate Swap) اشاره کرد که ابزاری بسیار مفید برای محافظت (Hedge) در برابر تغییر نرخ بهره در آینده می‌باشد (کاهش ریسک). همچنین سوآپ‌های نکول اعتباری (CDSs) که جلوی ضرر خریداران اوراق قرضه در صورت ورشکستگی شرکت قرض کننده را می‌گیرد، ابزاری بسیار مفید است که موجب تشویق سرمایه‌گذاران برای سرمایه‌گذاری در بازار اوراق قرضه می‌شود و در نتیجه به شرکت‌ها برای تامین سرمایه از طریق انتشار اوراق قرضه کمک می‌کند (کاهش ریسک و تامین نقدینگی). جذابیت این ابزار به قدری بوده است که حتی هندوستان که سیستم مالی محافظه‌کاری دارد نیز اخیرا در ماه دسامبر سال ۲۰۱۱ میلادی اجازه انتشار این ابزار مالی را صادر کرد. حتی فرآیند تبدیل کردن به اوراق بهادار (Securitization) که به عقیده بسیاری یکی از عمده دلایل بحران مالی آمریکا در سال‌های ۲۰۰۹-۲۰۰۸ بود نیز فی‌نفسه ابزار بسیار مفیدی است چرا که به بانک‌ها کمک می‌کند سرمایه خود را آزاد کرده و بتوانند مجددا به افراد و بنگاه‌های اقتصادی وام بدهند (تامین نقدینگی). همچنین در فرآیند تبدیل کردن به اوراق بهادار (Securitization)، از طریق اوراق مبتنی منظور از ریسک اعتباری در سواپ چیست؟ بر بدهی (Collateralized Debt Obligation)، اوراق قرضه با ریسک‌های متفاوت تولید می‌شود که فعالان بازار با توجه به درجه ریسک پذیری خود می‌توانند در هر یک از آنها سرمایه‌گذاری کنند (انتقال ریسک).

در نتیجه شاید بهتر باشد سوال مطرح شده در ابتدای مقاله را به صورت زیر تصحیح کنیم. چه چیزی باعث می‌شود نوآوری‌های مالی خطرناک شوند؟ جواب این سوال یک کلمه است، انسان‌ها یا بهتر است بگوییم طمع انسان‌ها.

به هنگام به وجود آمدن حباب در بازار، افراد به صورت نامناسب از نوآوری‌های مالی استفاده می‌کنند، خود و سرمایه‌گذاران را در معرض ریسک‌هایی قرار می‌دهند که غیر‌منطقی است و به جای کاهش/ انتقال ریسک مبادرت به تولید و متمرکز کردن ریسک می‌کنند.

مصداق این عملکرد بد در مورد ابزارهایی که پیش‌تر از محاسن آنها یاد شد، قبل از بحران مالی آمریکا کاملا مشهود است. به عنوان مثال خریدارن اوراق قرضه به علت استفاده از ابزار سوآپ نکول اعتباری (CDS)به طور کاذب سرمایه‌گذاری خود را کم ریسک تصور می‌کنند لذا دقت و تحلیل کافی را در سرمایه‌گذاری انجام نمی‌دهند. علاوه بر آن ممکن است به انباشته شدن ریسک در موسسه مالی عرضه‌کننده سوآپ نکول اعتباری (CDS) نیز توجه کافی نداشته باشند.

لذا در شرایط بد اقتصادی که ممکن است شرکت‌ها به طور همزمان ورشکسته شوند، به دلیل خاصیت اهرمی سواپ نکول اعتباری (CDS)، موسسه مالی عرضه‌کننده (CDS)نیزبا مشکل مواجه شده و سرمایه سرمایه‌گذاران به خطر می‌افتد. این اتفاق در بحران مالی آمریکا برای بزرگ‌ترین شرکت بیمه آمریکا یعنی شرکت AIG افتاد.

یا به عنوان مثالی دیگر، در فرآیند تبدیل کردن به اوراق بهادار (Securitization)، موسسات وام دهنده مانند بانک‌ها، پس از اعطای وام، آنها را در قالب اوراق مبتنی بر بدهی (CDO) در بازار به سرمایه‌گذاران دیگر می‌فروشند به همین دلیل اغلب نگران کیفیت وام‌های اعطایی نیستند و گاها حتی به کسانی که به احتمال زیاد از عهده بازپرداخت وام بر نمی‌آیند نیز وام می‌دهند. این فرآیند تا زمانی که ارزش وثیقه (در مورد وام‌ها مسکن ملک خریداری شده) از ارزش وام بیشتر باشد، با مشکل مواجه نمی‌شود زیرا در صورت عدم توان وام گیرنده در بازپرداخت وام، بانک وثیقه را در اختیار گرفته و پس از فروش آن مبلغ وام را دریافت می‌کند. اما به محض اینکه به هر دلیل ارزش وثیقه از مبلغ وام کمتر شود، در صورت عدم بازپرداخت اقساط توسط وام گیرنده، بانک دچار زیان می‌شود زیرا حتی با فروش وثیقه نیز نمی‌تواند مبلغ وام اعطا شده را بازگرداند. از این وام‌های بی‌کیفیت (Subprime Loans) به عنوان دلیلی اصلی بحران مالی آمریکا یاد می‌شود.

حال سوال این است که آیا چاره‌ای برای حل این مشکلات وجود دارد؟ بسیاری معتقد هستند که اگر روند تکامل یک نوآوری مالی نیز مانند نوآوری در صنایع دیگر طی می‌شد، بسیاری از مشکلاتی که به خصوص در بحران مالی آمریکا با آن مواجه شدیم، به وجود نمی‌آمد. برای مثال در صنعت داروسازی برای معرفی یک داروی جدید باید چندین سال تست و آزمایش بر روی گروه‌های نمونه انجام شود تا نهایتا دارو به بازار برای مصرف عموم عرضه شود. اگر این دوره برای استاندارد شدن و معرفی نوآوری‌های مالی نیز وجود داشته باشد (همانطور که در برخی کشورها در استفاده از این نوآوری‌ها بسیار آرام و محتاط عمل می‌شود)، فعالان بازار، محققان و قانون‌گذاران فرصت این را خواهند داشت که با تمام جنبه‌های این نوآوری‌ها کاملا آشنا شده و سرمایه‌گذاران و سیستم مالی را برای استفاده مطلوب از این نوآوری‌ها آماده کنند. کاری که قانون‌گذاران آمریکایی اخیرا و متاسفانه بعد از به وجود آمدن بحران مالی انجام دادند. اما باید این نکته را نیز مد نظر داشت که تعلل بیش از حد در استفاده از این نوآوری‌ها موجب عقب افتادگی سیستم مالی و به تاخیر افتادن استفاده از محاسن آنها جهت رشد اقتصاد و تجارت می‌شود. به طور خلاصه باید گفت که مانند تمام پدیده‌ها، نوآوری‌های مالی نیز دارای معایبی است که در صورت استفاده نادرست و عدم نظارت کافی ممکن است عواقب سنگینی در پی داشته باشد که بزرگ‌ترین آن بحران مالی آمریکا در سال‌های ۲۰۰۹-۲۰۰۸ بود. اما در صورت استفاده صحیح، این نوآوری‌ها به بهره‌وری و عملکرد سیستم مالی کمک شایانی خواهند کرد همانطور که امروزه بسیاری از بخش‌های واقعی اقتصاد رشد و توسعه خود را مدیون نوآوری‌های بخش مالی می‌دانند. در نتیجه نوآوری‌های مالی مانند آتشی است که ممکن است مفید و در عین حال خطرناک و غیرقابل کنترل باشد و لذا بازی با آنها به هیچ عنوان کار عاقلانه‌ای نیست.

سوآپ ارزی

سوآپ ارزی

سوآپ swap نوعی قرارداد معاوضه ای می باشد که بر عمدتا بر چهار نوع است برای مثال سوآپ ارزی قراردادی است که دو طرف این معامله سواپ ارز توافق می کنند که پرداخت های دوره ای در یک ارز مشخص را در یک دوره خاص مثلا ماهانه، سالانه داشته باشند تا بدهی طرف مقابل معامله سواپ تمام شود. در عوض طرف دوم نیز می پذیرد که همین کار یعنی همین پرداخت ها را برای طرف اول معامله سواپ داشته باشد

سوآپ در لغت به معنای معامله پایاپای (ارز)، معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن و اخراج کردن آمده و در اصطلاح، توافقی بین دو شرکت برای معاوضه جریان نقدی در آینده (با دو نوع پرداخت متفاوت از بدهی یا دارایی) است. قرارداد فوق تاریخ پرداخت و چگونگی محاسبه جریانات نقدی را که باید پرداخت شود مشخص می کند. معمولا محاسبه جریانات نقدی شامل ارزش های آتی یک یا چند متغیر بازار است. اولین قراردادهای سوآپ در اوایل دهه ۱۹۸۰ منعقد شدند. از آن زمان تاکنون بازار سوآپ رشد چشم گیری داشته است. در حال حاضر اکثر قراردادهای مشتقّات خارج از بورس به صورت سوآپ انجام می شود.

۱- دارایی پایه؛ موضوع قرارداد است و هدف از قراداد، انتقال ریسک اعتباری در معرض آن است. به طور معمول، دارایی پایه یکی از اقلام زیر است:

ورقه قرضه با ریسک اعتباری؛

وام؛

پرتفوی (سبد دارایی ها در بورس) مرجع متشکل از اوراق قرضه و وام ها؛

شاخص مربوط به بخشی از بازار اوراق قرضه؛

شاخص سهام.

۲- فروشنده سوآپ (Swap Seller)؛ طرف قراردادی که نرخ شناوری را دریافت و بازده کل را به طرف دیگر قرارداد پرداخت می کند. به فروشنده سوآپ، خریدار حمایت نیز گفته می شود.

۳- خریدار سوآپ (Swap Buyer)؛ طرف قراردادی که با پرداخت نرخ شناور و دریافت بازده کل موافقت می کند، به خریدار سوآپ فروشنده حمایت یا سرمایه گذار نیز گفته می¬شود.

۴- شخص مرجع یا تعهد مرجع؛ شخص مرجع همان صادرکننده ابزار بدهی است. این شخص می تواند شرکت، دولت و یا صادرکننده وام باشد.

۵- صرف سوآپ (Swap Premium)؛ پرداخت هایی که به وسیله خریدار حمایت صورت می گیرد، “پایه صرف” نام دارد و پرداخت های احتمالی که ممکن است فروشنده حمایت به پرداخت آنها منظور از ریسک اعتباری در سواپ چیست؟ مجبور شود به “پایه حمایت” موسوم است. خریدار و فروشنده در تاریخ معامله بر روی این صرف به توافق می رسند و صرف تا پایان مدت قرارداد ثابت می ماند.

انواع عمده سواپ عبارت است از: سواپ کالا، سواپ نرخ بهره، سواپ نکول اعتباری، سواپ منظور از ریسک اعتباری در سواپ چیست؟ منظور از ریسک اعتباری در سواپ چیست؟ ارز.

۱- سواپ کالا(commodity swap):

برای تبیین این نوع سواپ به مثالی توجه کنید:

شرکت الف تولید کنندهٔ مشتقات نفتی است و شرکت ب تولید کننده نفت. شرکت الف در ۵ سال آینده به سالانه ۱۰۰۰ بشکه نفت احتیاج دارد. برای تامین این مقدار نفت، شرکت الف با شرکت ب این گونه قرار داد می بندد که سالانه مبلغ ۲۰۰۰۰۰ دلار به این شرکت بپردازد. (قیمت نقدی هر بشکه در تاریخ عقد قرارداد، برابر ۲۰۰ دلار است). در مقابل شرکت ب متعهد می شود که سالانه مبلغ ۱۰۰۰ دلار به شرکت الف به صورت نقدی بپردازد. دلار برابر با قیمت نقدی یک بشکه نفت در سررسیدهای پرداخت است. بدین سان، شرکت الف اطمینان دارد که طی ۵ سال آینده، نفت را با بشکهٔ ۲۰۰ دلار خریداری می کند و شرکت ب نیز اطمینان دارد که محصول خود را در ۵ سال آینده بشکه ای ۲۰۰ دلار می فروشد (Hall, 2006, p. 708).

این الگوی سواپ با توجه به وضعیت بازار و یا وضعیت اعتباری طرفین و یا با توجه به عوامل دیگر، می تواند تغییر صورت پیدا کند؛ مثلاً، طرفین می توانند معاوضه را براساس اختیار معامله قرار دهند و یا اینکه یک دامنهٔ قیمتی خاص برای قیمت تعیین شده قرار دهند که اگر از این دامنه قیمت بیشتر تغییر داشت وضعیت پرداخت ها و دریافت ها تغییر پیدا کند. تنها مشخصه ای که در تمام حالات سواپ کالا رخ می دهد معاوضهٔ برخی جریان های نقدی است که مبنای محاسبهٔ این جریان ها کالاهای اساسی خاص است (معصومی نیا و الهی، ۱۳۹۰). با این حال، نمونه هایی از سواپ وجود دارد که در آن به جای جریان نقدی، کالا رد و بدل می گردد (Collins, 2006, p. 503).

۲- سواپ نرخ بهره (interest rate swap)

در بازار وام و اوراق قرضه، مؤسساتی که متکفل پرداخت وام باشند و یا مؤسساتی که وظیفهٔ تعیین نرخ بهرهٔ مجاز برای اوراق قرضهٔ منتشر شده برای یک مؤسسهٔ خاص را بر عهده دارند، محدودیت هایی برای گیرندگان وام و فروشندگان اوراق ایجاد می کنند که این امر موجب می گردد که در بیشتر موارد، بین سررسید و نوع پرداخت های بدهی با نوع و سررسید درآمد بنگاه ناهماهنگی ایجاد گردد. برای مثال، شرکت الف دارای در آمد متغیر ماهیانه است، ولی بدهی حاصل از فروش اوراق مشارکت خود را باید به صورت ثابت سالانه پرداخت نماید. در مقابل، شرکت ب دارای در آمد ثابت ماهیانه و سررسید بدهی سالیانهٔ متغیر است. پیش فرض ما این است که شرکت های مذکور در دستیابی به وام، دارای محدودیت هستند و نمی توانند وام های مطابق با وضعیت خود را دریافت دارند. با توجه به این وضعیت، مؤسسات برای از بین بردن ناهماهنگی ها و مخاطرات حاصل از آن ها، در بلند مدت اقدام به معاملهٔ سواپ نرخ بهره می کنند؛ به این صورت که در ساده ترین حالت، شرکت الف، که دارای اوراق مشارکت ۳ درصدی است، بهرهٔ ثابت خود را با شرکت ب که دارای بهرهٔ متغیر پرداختی لایبور است، تاخت زده و یا – به اصطلاح – سواپ می کند.

این الگو ساده ترین حالت است و بنگاه ها بنا بر نیاز خود و وضعیت پیش آمده می توانند تغییراتی را در آن ایجاد کنند که تنوع بسیاری در این الگو از سواپ به وجود آورده است. از انواع این سواپ عبارت است از: سواپ پیش رونده و سواپ کاهنده که سواپ هایی هستند که در آنها ممکن است اصل وام ها با هم برابر نبوده و یا حتی دوره های پرداختی هم تطابق نداشته باشند. از انواع دیگر این سواپ عبارت است از: سواپ تفاضلی، سواپ قابل فسخ منظور از ریسک اعتباری در سواپ چیست؟ و سواپ تجمعی.

در حقیقت، می توان سواپ نرخ بهره را این گونه تعریف نمود: تعویض دو جریان پرداختی بهره در قالب یک ارز (Cooper, 1991).

۳- سواپ نکول اعتباری(Credit swap)

مؤسساتی که در حوزهٔ اعطای وام فعالیت می کنند همیشه در معرض ریسک عدم پرداخت اقساط از طرف مشتریان قرار دارند. بدین سان، برای محفوظ ماندن از ریسک عدم پرداخت، سواپ های نکول اعتباری طراحی گردید. براساس این سواپ، بنگاه مالی به عنوان خریدار سواپ، متعهد به پرداخت مبلغی معین در سررسیدهای از پیش تعیین شده به فروشندهٔ سواپ می گردد که معمولاً یک شرکت بیمه ای است. در مقابل، فروشندهٔ سواپ متعهد می گردد که درصورت عدم پرداخت اقساط مشتریان به میزان توافق شده، آنها را جبران نماید (Farlex, 2012, p. 212).

۴- سواپ ارز(Currency Swap)

برای پاسخ دادن به این سوال که سوآپ ارزی چیست باید بدانیم که، معاملات سواپ ارز در سه مرحله صورت می گیرد: مرحلهٔ اول تبادل اصل وام یا دارایی ارزی در قالب دو ارز متفاوت است که معمولاً در تاریخ تبادل دارای ارزش یکسان هستند. مرحلهٔ دوم پرداخت بهره های از پیش تعیین شده به صورت ثابت یا متغیر از سوی دو طرف است. مرحلهٔ سوم تبادل اصل دارایی ارزی اولیه در تاریخ سررسید است.

این معامله در حقیقت، همان سواپ نرخ بهره است، با این تفاوت که در سواپ ارز، اصل وام یا دارایی مبادله می گردد، ولی در سواپ بهره، اصل وام به صورت فرضی است. تفاوت دیگر این است که اصل دارایی ها در سواپ بهره یکسان است، در حالی که در سواپ ارز در قالب دو ارز متفاوت می باشد.

حال با توجه به معرفی اجمالی انواع عمدهٔ سواپ و استخراج نقطه مشترک آن ها، می توان سواپ را به طور کلی، به این صورت تعریف نمود: توافق بین دو شخصیت بر تعویض دو جریان نقدی در آینده (Cooper, 1991). منظور از آینده براساس آنچه به سبب آن معاملات سواپ طراحی و تعریف شده مدت زمان های طولانی است.

کشت سود چیست؟ + ریسک های yield farming ارز دیجیتال

ییلد فارمینگ

ییلد فارمینگ یا Yield Farming روشی است که می توانید از طریق ارزهای رمزنگاری، ارزهای دیگری به دست آورید یا به کشت سود بپردازید. به عنوان نمونه می توانید سپرده خود را به وسیله قراردادهای هوشمند به اشخاص دیگر وام دهید و در ازای آن کارمزد دریافت نمایید. این کارمزد به صورت ارزهای رمزنگاری محاسبه می شود.

اشخاصی که در زمینه ییلد فارمینگ کار می کنند، از طریق وام دهی سپرده خود و گردش در بازارهای وام دهی و دریافت وام سعی دارند به کسب درآمد و دریافت سود بیشتر بپردازند. افراد متخصص سعی بر پنهان نگه داشتن روش‌های ییلد فارمینگ دارند، زیرا هر چه کاربران بیشتری از یک پلن سودآور اطلاع پیدا کنند، تاثیر آن کمتر می شود. ییلد فارمینگ در دسته پروژه های مالی غیر متمرکز یا DeFi به شمار می آید که دست اندرکاران ییلد فارمینگ جهت دستیابی به بهترین نتایج با هم در رقابت هستند.
پروژه های امور مالی غیر متمرکز یکی از جدیدترین نوآوری ها مبتنی بر بلاکچین است. اپلیکیشن های دیفای توانسته دسترسی کاربران به امور مالی را راحت تر کند، از طریق این اپلیکیشن ها کاربران می توانند با کمک قراردادهای هوشمند و داشتن یک کیف پول دیجیتال تنها با اتصال اینترنتی با برنامه های مالی DeFi ایجاد ارتباط نمایند. جهت کار با این اپلیکیشن ‌ها احتیاجی به واسطه نیست یعنی طرفین مبادله به صورت نظیر به نظیر و بدون گذراندن مراحل اعتمادسازی با هم در ارتباط هستند.
در پروسه ییلد فارمینگ کاربران می توانند از طریق پروتکل های نقدینگی از سپرده های ارزهای رمزنگاری خود درآمد داشته باشند. افرادی که از روش هودلینگ به نگهداری ارزهای دیجیتال می پردازند، می توانند با استفاده از ییلد فارمینگ از سپرده های بدون استفاده خود کسب درآمد کنند.

نحوه کارکرد ییلد فارمینگ چیست؟

ییلد فارمینگ روشی است که سپرده گذاران طی دوران نگهداری از ارزهای رمزنگاری خود، می توانند به دریافت پاداش نائل شوند. شاید مفهوم آن را بتوان هم تراز با روش Staking دانست ولی درک آن برای افراد غیر متخصص از پیچیدگی برخوردار است.
ییلد فارمینگ از یک استراتژی سرمایه گذاری هوشمند برخاسته است که به سادگی استکینگ نیست، این روش می تواند پاداش های بسیار زیادی تا 100٪ را به دنبال داشته باشد. پاداش های استکینگ، از نوع پاداش های شبکه‌ است که به اعتبارسنج ‌هایی اعطا میشود که به بلاک چین کمک می کنند تا به اجماع رسیده و بلوک های جدیدی ایجاد نمایند. ییلد فارمینگ اغلب با سپرده گذارانی مرتبط است که نقدینگی را برای استخرهای نقدینگی تامین می کنند و به سرمایه آن می افزایند.
استخر نقدینگی یا Liquidity Pool به روندی اشاره دارد که بر اساس قراردادهای هوشمند کار می کند و نگهدارنده سرمایه سپرده گذاران است. اشخاصی که نقدینگی را برای استخرهای نقدینگی فراهم سازند، قادرند پاداش دریافت نمایند. منبع تامین پاداش ها، کارمزدهایی است که طی تراکنش های پلتفرم دیفای از معامله گران گرفته می شود. سپرده گذاران می توانند پاداش هایی را که از تامین نقدینگی در استخرهای نقدینگی دریافت می کنند، دوباره در همان استخر سپرده گذاری کنند و به این ترتیب سود سپرده‌گذاری خود را بیشتر نمایند.

نحوه کارکرد ییلد فارمینگ چیست؟

در حال حاضر بیشتر عملیات ییلد فارمینگ مبتنی بر بلاک چین اتریوم می باشد و به همین دلیل پرداخت پاداش ها نیز توسط توکن های با استاندارد ERC-20 انجام می گردد. این امکان وجود دارد که در آینده ماهیت پاداش ها تغییر کرده و اساس کار ییلد فارمینگ در بلاک چین های دیگر اتفاق بیفتد.
البته ابداعات و پیشرفت ها می تواند این امکانات را برای اپلیکیشن های دیفای به وجود آورد که در آینده بتوانند مستقل از بلاک چین خود بر روی هر بلاک چین دیگری عمل نمایند.
سپرده گذاران Yield Farming به طور معمول سپرده خود را در پروتکل های متفاوتی به اشتراک می گذارند تا بتوانند محصول بیشتری کشت کرده و به سود بیشتری دست یابند. به همین دلیل پلتفرم های دیفای قادرند اهداف اقتصادی زیادی را جهت جذب سرمایه کاربران تعیین نمایند. استخرهای نقدینگی برای انجام فعالیت های بهتر و بیشتر خود تمایل دارند که نقدینگی بیشتری را جذب نمایند.

دیفای (DEFI) چیست؟

دیفای DEFI چیست | آکادمی آینده

مکانیزم بیت‌کوین و بسیاری دیگر از دارایی‌ها و توکن ارز دیجیتال با روش‌های پرداخت قدیمی فرق دارند و همه واسطه ها را از معاملات حذف می‌کنند. وقتی شما با یک کارت اعتباری در یک کافه پول قهوه را پرداخت می‌کنید، یک موسسه مالی با کنترلی که بر معامله شما دارد، بین شما و کافه مستقر می‌شود و اختیار متوقف کردن یا مکث و حفظ آن را در دفاتر خصوصی خود دارد. با بیت‌کوین، این مؤسسات عملاً از سیستم حذف می‌شوند. در این مقاله قصد داریم شما را با شیوه جدیدی از معاملات آشنا کنیم. به معرفی اینکه سرمایه گذاری در دیفای چیست، اسمارت دیفای، انواع توکن‌ های دیفای و ارزهای دیفای می‌پردازیم. و در پایان ارزها و پروژه‌های مناسب سرمایه‌گذاری در دیفای را معرفی می‌کنیم.

دیفای چیست؟

دیفای به معنای امور مالی غیرمتمرکز (Decentralized Finance) است، اصطلاحی که به منظور کمرنگ کردن واسطه های مالی ایجادشده، به‌کار می‌رود. دیفای منحصر به فرد است، زیرا کاربرد بلاکچین را از انتقال ارزش ساده به موارد استفاده مالی پیچیده‌تر گسترش می‌دهد.
دیفای به چندین نهاد امکان می‌دهد تا نسخه‌ای از تاریخچه معاملات را نگه‌دارند، به این معنی که تراکنش های دیگر توسط یک منبع مرکزی کنترل نمی‌شود. این موضوع مهمی است؛ زیرا سیستم‌های متمرکز و مراکز کنترل انسانی می‌توانند سرعت و پیچیدگی معاملات را محدود کنند. درحالی‌که کاربران کنترل مستقیم کمتری بر پول خود دارند.

خرید مستقیم تنها نوع معامله یا قرارداد تحت نظارت شرکت های بزرگ نیست. برنامه های مالی مانند وام، بیمه، سرمایه گذاری جمعی، مشتقات، شرط‌ بندی و موارد دیگر نیز در کنترل آن‌هاست. قطع واسطه‌ها از انواع معاملات از مزایای اصلی دیفای است. اکثر برنامه‌های دیفای با اتریوم ساخته‌شده‌اند. اتریوم دومین پلتفرم بزرگ ارز رمزنگاری شده در جهان است که از پلتفرم بیت‌کوین متمایز است. زیرا استفاده از آن برای ساخت انواع دیگر برنامه های غیرمتمرکزی که فراتر از معاملات ساده هستند، آسان‌تر است.

برنامه غیر متمرکز مالی قادر است پروتکل‌های مالی و بانکی که امروز برای همه ما آشناست را کنار بگذارد و به صورت هوشمند روابط مالی میان دو طرف ایجاد کند. برای درک بهتر مفهوم دیفای چیست، ابتدا باید نقطه متناظر آن یعنی مفهوم سیستم امروزی پولی و مالی را مورد بررسی قرار دهیم. این بررسی می‌تواند نقاط ضعف این سیستم را مشخص کند، نقاطی که می‌تواند به ما نشان بدهد دیفای چیست.
سیستم پولی و مالی که امروز با آن سروکار داریم به‌گونه‌ای طراحی شده است که یک نهاد یا سازمان یا یک مرکز و حتی یک فرد باید به عنوان واسط میان هر رابطه مالی قرار بگیرد.
امروز هر رفتار پولی و مالی شما زیر نظر یک یا چند نهاد مالی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم قرار دارد. حتی با خرید و فروش به صورت مستقیم و با پول نقد نیز نقش ناظر قابل درک است. ناظر که یک بانک یا یک سیستم پولی و مالی است به عنوان تعریف کننده اصلی پروتکل های مختلف میان شما و طرف مقابل شماست.

ضریب اهرمی – لوریج (Leverage)

قبل تر در مطلبی با عنوان مفاهیم پایه در بازار فارکس به طور مختصر لوریج یا ضریب اهرمی را معرفی کردیم. حال به طور مفصل و با ذکر مثال هایی سعی می کنیم مطلب را واضح تر برای شما بیان کنیم.

در این مطلب می خوانید:

لوریج (Leverage)

اهرم، ضریب اهرمی یا لوریج ابزار مهمی در بازار فارکس است که توسط بروکر ها یا همان کارگزاری ها در اختیار معامله گران قرار می گیرد تا معامله گران یا همان تریدر ها بتوانند با مقادیر بزرگتری نسبت به موجودی حساب خود وارد یک معامله شوند. زمانی که لوریج حساب معاملاتی شما بر روی ۱:۱۰۰ (یک به صد) باشد شما می توانید با موجودی حساب ۱ دلار وارد یک معامله ۱۰۰ دلاری شوید. در واقع می توان گفت با ضریب ۱:۱۰۰ قدرت معامله حساب شما ۱۰۰ برابر می شود. بروکر های مختلف مقادیر متفاوتی از لوریج را ارائه می دهند.

مثال از عملکرد ضریب اهرمی

در نظر بگیرید شما می خواهید یک معامله ۱۰۰۰ دلاری انجام دهید. در این وضعیت اگر لوریج شما ۱:۱۰۰۰ باشد تنها موجودی ۱ دلار نیاز است. اگر لوریج شما ۱:۱۰۰ باشد تنها ۱۰ دلار موجودی نیاز دارید و اگر منظور از ریسک اعتباری در سواپ چیست؟ ۱:۵۰۰ باشد تنها ۲ دلار موجودی در حساب خود باید داشته باشید. در واقع شما باید توجه به موجودی حساب خود و مقدار ضریب اهرمی حساب معاملاتی، محاسبه کنید تا چه حجمی می توانید وارد معاملات شوید.

ضریب اهرمی

ضریب اهرمی، خوب یا بد

با توجه به مطالبی که قبل تر گفته شد، ضریب اهرمی یا لوریج این قدرت را می دهد تا چندین برابر موجودی حساب خود وارد معامله شوید. بیان این مطلب ضروری است که شما به همین میزان هم ریسک معامله یعنی سود و ضرر خود را نیز زیاد می کنید. این موضوع که شما می توانید مثلا تا ۵۰۰ برابر سرمایه خود وارد معامله شوید طبیعتا باعث می شود با یک اشتباه کوچک خیلی سریعتر موجودی حساب خود را صفر کنید و اصطلاحا کال مارجین شوید. اهرم بالا این قدرت را در حساب شما ایجاد می کند تا با حجمی بیشتر از مقادیر معمولی وارد معامله شوید و این حجم زیاد یعنی حجم سود و ضرر بیشتر برای شما.

شما با یک حساب ۲۰۰ دلاری و لوریج ۱:۱۰۰ نمی توانید بیشتر از حدود ۰.۲ لات معامله کنید. در این حالت هر پیپ حرکت قیمت ۲ دلار سود یا ضرر می سازد. شما در همین حساب با لوریج ۱:۱۰۰۰ می توانید ۲ لات معامله کنید یعنی هر پیپ حرکت قیمت ۲۰ دلار! بدیهی است اگر در جهت مورد تحلیل شما حرکت کند سود سرشاری عاید شما می شود ولی در صورت اشتباه به سرعت و در چند حرکت حساب ۲۰۰ دلاری شما صفر می شود!

نکته مهم این است که برای هر معامله و مقدار پیپ که سود یا ضرر می کنید ضریب اهرمی یا لوریج هیچ تاثیری در مقدار ارزش هر پیپ ندارد. خیلی از افراد تصور می کنند اگر ۱۰ پیپ سود کنند و ضریب اهرمی بالاتری داشته باشند مقدار بیشتری دلار درامد دارند!

ضریب اهرمی چقدر باشد؟

این طور به نظر می رسد با توجه به مطلب قبلی و مثال های گفته شده درک کرده اید این ابزار چقدر خوب و چقدر بد است! حال اینکه این ضریب چقدر باشد بستگی به شما دارد ولی در حد توصیه می توانیم بگوییم حداقل در اوایل کار و با تجربه کم تا جای ممکن این مقدار را کم کنید. کمترین مقدار در بروکر های مختلف متفاوت است و ممکن است ۱۰، ۲۵ یا ۵۰ باشد که برای شروع مناسب است. بعد از کسب تجربه و زمانی احساس کردید اکثر معاملات شما سود آور است می توانید این مقدار را زیاد کنید تا با حجم های بیشتری وارد معامله شوید.

لوریج

تغییر لوریج (Leverage)

برای تغییر مقدار لوریج ، باید وارد سایت بروکر خود شوید و در قسمت مشخصات حساب تجاری یا دمو خود این مقدار را تغییر دهید. تغییر این مقدار معمولا دارای تاییدیه های دو مرحله است یعنی معمولا از طریق ارسال پیامک یا ایمیل و وارد کردن کد ارسالی تغییر می کند. امیدواریم تا حدی توانسته باشیم درباره این موضوع بسیار با اهمیت شما را راهنمایی کرده باشیم. برای آشنایی بیشتر می توانید به دوره الفبای فارکس مراجعه کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.